مجتبى ملكى اصفهانى

149

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

- امور انتزاعى : امور انتزاعى امورى هستند كه وجودشان به وجود منشأ انتزاع آنها است و غير از اين ، وجودى ندارند . به عبارت ديگر : همان معناى لغوى انتزاع ، يعنى برگرفتن و كندن لحاظ شده و انتزاع به اين اعتبار است كه اين امور از امور ديگرى برگرفته و كنده شده‌اند . بنابراين ، وجود آنها وابسته و متعلق و متوقف بر وجود آن منشأ انتزاع است . امور انتزاعى بر دو قسم‌اند : الف : قسمى كه منشأ انتزاع آن در خارج است مانند : فوقيت ، تحتيت ، بنوّت و . . . ب : قسمى كه منشأ انتزاع آن عالم اعتبار است مانند : سببيت ، شرطيت ، و مانعيت و . . . - معناى اصطلاحى انتزاع در فلسفه : در فلسفه ، انتزاع به يك عمل خاص ذهنى گفته مىشود كه ذهن پس از درك چند چيز مشابه و مقايسه آنها ، از صفت مشترك بين آنها يك مفهوم كلى مىسازد كه قابل صدق بر همه افراد است ؛ مانند مفهوم انسان كه از ملاحظه حسن ، حسين ، على ، رضا و . . . انتزاع شده . در فلسفه به اين عمل ذهنى « تجريد » نيز مىگويند . - دو نكته : 1 - در امور اعتبارى ، اعتباركننده يا شرع است و يا عرف و عقلا . در برخى موارد نظر شرع و عرف در امر اعتبارى واحد است و در برخى موارد نظر آنها مختلف است . مثلا ملكيت پسر بزرگتر بر برخى اموال ميت مانند شمشير ، غلاف